الملا فتح الله الكاشاني
447
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ايشان گواهى دهند * ( فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ ) * پس نگاه داريد اينزنان را و بند كنيد در خانها و اصح آنست كه در اول اسلام احاكم عقوبت زنان زناكار به اين وجه بوده كه ايشان را در خانها محبوس سازند * ( حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ ) * تا وقتى كه متوفى سازد ايشان را ملك موت يا استيفاى ارواح ايشان كند مرگ * ( أَوْ يَجْعَلَ اللَّه ) * يا گرداند خدا يا پيدا سازد * ( لَهُنَّ سَبِيلًا ) * براى ايشان راهى يعنى حدى تعيين كند كه از حبس خلاصى يابند و در كنز العرفان آورده كه درين مقام چند فايده است اول نزد بعضى مراد به فاحشه مساحقه است و نزد اكثر مراد از آن زناست بعضى گفتهاند كه مراد زنان محصنهاند بجهة اضافهء ايشان بمردان چه اگر مراد غير ايشان ميبودند من النساء واقع ميشد نه من نسائكم دويم * ( فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ ) * دالست بر نصاب شهادت و اشتراط اسلام و ذكورة سيم فامسكوهن فى البيوت نزد بعضى مراد صيانت ايشانست از مثل اين فعل و امساك كناية است بر اين و اكثر بر آنند كه اين بر وجه حد است بر زنان و اينحكم در اول اسلام بود و بعد از آن منسوخ شد بآيهء جلد و در قوله * ( حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ ) * مضاف محذوف است اى يتوفاهن ملك الموت و حذف آن بجهة علم است به آن بقرينه استحاله اسناد توفى بموت چهارم قوله * ( أَوْ يَجْعَلَ اللَّه لَهُنَّ سَبِيلًا ) * نزد بعضى مراد بسبيل نكاح است كه معنى است از سفاح و اين تمام نميشود بر تقدير ارادهء محصنات و گويند سبيل بمعنى حكم ناسخ است و لهذا چون آيهء جلد نازل شد پيغمبر ( ص ) فرمود كه قد جعل اللَّه لهن سبيلا بكر بالبكر جلد مائة و تعزير عام و الثيب بالثيب جلد مائة و الرجم پس به حكم اين حديث امساك بيوت منسوخ شد و اشهاد استشهاد باقى ماند و احتمال دارد كه مراد به آن توبه باشد و ح جعل كنايه باشد از توفيق و در مجمع آورده كه بعضى از اصحاب ما گفتهاند كه اول جلد واجب است و بعد از آن رجم و حسن و قتاده و بعضى از فقهاى عامه بر اينند و اكثر اصحاب ما اين را مختص ميدانند بشيخ و شيخه اما غير ايشان سواى رجم چيز ديگر بر ايشان نيست و حكم اين آيه منسوخ است نزد جمهور مفسرين و اين مرويست از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه ( ع ) و بعضى گفتهاند كه غير منسوخ است زيرا كه حبس مؤبد نيست بلكه مستند است بغايتى پس بيان غايت شيء نسخ ذى غايت نباشد كما قيل ( افعلوا كذا الى راس الشهر ) و در اين قول نظر است زيرا كه معلق بمجىء رأس شهر محتاج نيست ببيان صاحب شرع بخلاف آيهء مذكوره * ( وَالَّذانِ ) * و آن دو يعنى مرد و زن كه غير محصن باشند * ( يَأْتِيانِها ) * بيايند بفاحشه * ( مِنْكُمْ ) * از شما كه مسلمان آزاديد * ( فَآذُوهُما ) * پس برنجانيد ايشان را بسرزنش و ملامت ابن عباس فرموده كه ايشان را